الحر العاملي ( مترجم : عباس جلالى )

113

نقدى جامع بر تصوف ( ترجمة رسالة الاثني عشرية في الرد على الصوفية ) ( فارسى )

الى نفسه كما اضاف الكعبة الى نفسه و الروح الى نفسه ، فقال : بيتى و نفحت فيه من روحى ؛ « 1 » صورتى كه خداوند آدم را بدان آفريد صورتى به وجود آمده و آفريده شده بود كه خدا آن را برگزيد و از ميان صورت‌هاى گوناگون انتخاب كرد و آن را نظير كعبه و روح ، به خويش اضافه كرد و فرمود : خانهء من ( در جايى ديگر فرمود : ) و از روحم در آن دميدم » . 12 - اين روايت را صدوق به إسناد خود از امام رضا عليه السّلام در تأويل اين حديث نقل كرده كه فرمود : آنان ابتداى حديث را نقل نكرده‌اند ، ماجرا بدين‌گونه است كه رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله از كنار مردى كه فرد ديگرى را دشنام مىداد و به دو مىگفت : خداوند تو و كسى را كه به تو شباهت دارد مورد لعنت خود قرار دهد ، گذشت و به او فرمود : « لا تقل هذا لأخيك فانّ اللّه خلق آدم على صورته ؛ « 2 » با برادر دينىات چنين سخن مگو زيرا خداوند حضرت آدم عليه السّلام را به صورت خود آفريده است » در تأويل و توجيه اين الفاظ ، رواياتى يادآورى شد و به خواست خدا به بيان برخى ديگر نيز خواهيم پرداخت . فصل يازدهم : توجيه حديث « من عرف نفسه . . . » در اين فصل به توجيه و تأويل حديث « من عرف نفسه فقد عرف ربّه » « 3 » كه برخى ( براى اثبات مدّعاى خود ) بدان استناد جسته‌اند ، مىپردازيم . پوشيده نيست كه روايت ياد شده بر مدّعاى آقايان تصريح ندارد و از ظاهر آن چنين مطلبى استفاده نمىشود و حاكى از حلول و اتّحاد نيست . . . ملاحظه نمىكنيد وقتى مىگوييم : « من عرف الوزير ، عرف السلطان ؛ كسى كه وزير را شناخت ، پادشاه را نيز مىشناسد » « و من عرف الدليل ، عرف المدلول ؛ كسى كه به دليل پى برد ، به معنا نيز پى مىبرد » . بنابراين ، چنين عبارتى نه تنها دلالت بر اتّحاد ندارد بلكه دليل بر مغايرت دارد ولى اكنون برخى از صوفيان به اين حديث متمسّك شده‌اند . البته برخى از علما و دانشمندان توجيهاتى براى آن يادآور شده‌اند و مواردى نيز در ذهن نگارنده خطور كرده كه اينك به بيان همهء آن‌ها در

--> ( 1 ) . توحيد ، 103 . ( 2 ) . همان ، ص 152 - 153 . ( 3 ) . مصابيح الانوار فى حل مشكلات الاخبار ج 1 ، ص 204 .